چرا سيبزميني؛ و نه پياز؟!
توزيع سيبزميني در سطح كشور به پديده جديدي تبديل شده و ميطلبد كه بيش از اين درباره آن كنكاش شود، شايد از این راه سرنخهايي به دست آيد. اگر چند نكته زير روشن شود، ابعاد مسأله تا حدي شكافته ميشود. منابع مالي تهيه اين سيبزمينيها از كجاست؟ چرا سيبزميني و نه مثلاً پياز توزیع شده است؟!! فروشندگان سیب زمینی ها چه كساني هستند؟ شيوهها و زمان توزيع چگونه است؟ اين كار چه رابطهاي با اصلاح الگوي مصرف دارد؟ سيبزمينيهاي توزيعي چه كيفيتي دارند و سرنوشت آنها پس از توزيع چه شده و چه خواهد شد؟ و... ملاحظه ميكنيد كه قضيه به اين سادگيها نيست.
از منابع مالي شروع ميكنيم. آن طور كه پيداست سيبزمينيها در اكثر نقاط كشور توزيع شدهاند، اما از آنجا كه آمار و ارقام درستي درباره ميزان و قيمت خريد آن ارايه نشده است (و حتي اگر هم ارايه شود كسي نيست كه اين ادعاها را تأييد یا رد كند) لذا نميتوان در اين باره نظري قطعي داد. با وجود اين اگر فقط به ازاي هر ايراني مثلاً 5 كيلو سيبزميني را با قيمت مثلاً 130 تومان (اين رقم را شنيدهام) خريده باشند، به طور متوسط به ازاي هر فرد کشور حدود 650 تومان هزينه خريد شده است و اين رقم در كل كشور برابر 45 ميليارد تومان ميشود كه اهل حساب ميدانند در خوشبينانهترين حالت كه نه قيمت خرید بالاتر حساب شود و نه وزن كمتر محاسبه شود، حداقل حدود 20 درصد اين رقم (يعني حدود 9 ميليارد تومان) نصيب افراد حاضر در صحنه ميشود. اما مشكل اصلي در اين است كه حساب و كتاب اين رقم كجاست؟ طبعاً وقتي كه بودجه تبديل به كتابچهاي شود كه فقط چند صفحه باشد و در جيب هر ايراني قرار گيرد، جابجايي اين ارقام در آن كار سادهاي است، و مجلس فعلي هم قادر به پيگيري دقيق اين ماجرا نخواهد بود.
همه ميدانند كه سال گذشته سيبزميني فراوان بود و پياز كم. الآن قيمت پياز چند برابر سيبزميني است و مردم به پياز نيازمندترند، اما اگر قصد خدمت به مردم و مصرفكنندگان است چرا در اين شرايط سيبزميني توزيع ميشود؟ فكر ميكنم، همه متوجه ماجرا شدهايد. كساني كه سيبزميني را خريداري و انبار كردهاند تا با قيمت مناسب و بالاتر آن را بفروشند، در اسفند ماه متوجه قضيه شدند و طبعاً لابيهاي لازم را براي فروش اين حجم از سيبزميني آغاز كردند. بخش عمدهاي از اين سيبزمينيها كهنه است بنابراين جوانه زده است. حتي سيبزمينيهاي مغازهها هم كه از شرايط نگهداري خوبي برخوردار بودهاند، عمدتاً جوانه زدهاند و لذا فاقد كيفيت لازم هستند، و بيش از اين قابل انبارداري نزد دلالان محترم نبوده است و بايد براي آنها فكر ميشد كه شد!
طبعاً وقتی سيبزميني مفت و مجانی توزيع شود، هر كس به هر ميزان آن را ميگيرد، و در آپارتمان نيز قادر به نگهداري درست آن نيست، لذا در كمتر از يكي دو هفته، جوانهها بزرگتر شده و بايد سيبزمينيها را به سطل آشغال سپرد يا اگر در روستا هستند، خوراك دام كنند. بنابراين بيش از چند كيلوي آن قابليت مصرف نخواهد داشت.
اگر قرار است كه امسال الگوي مصرف اصلاح شود، با اين كار عجيب كه كاملاً هم بيسر و صدا انجام شد و حتي ديگران را متهم به جعل خبر دروغ در اين اقدام كردند، الگوي مصرف از ابتداي سال نه تنها اصلاح نشد، بلكه با اتلاف سیب زمینی ها بيش از گذشته تخريب گرديده است. ظاهراً تنها منفعت توزيع سيبزميني مجاني، جلب و تحبيب قلوب خلقالله بوده است، هرچه باشد در فصل انتخابات هستيم و حاتمبخشي از بودجه عمومي براي جلب نظر مردم يا گروههايي خاص، رواج دارد. بر مسألهدار بودن اين اقدام همين بس كه بدون سر و صدا و انتشار رسمی خبر انجام شده است، در حالي كه دولت معمولاً براي كارهاي نكرده خود هم تبليغات وسيع راه مياندازد، چرا براي اينكار چراغ خاموش حركت كرد؟
اگر نهاد نظارتي متعهد و قدرتمند و مستقلي در كشور وجود داشت، به سهولت ميتوانست پيگيري و اعلان كند كه چه مقدار سيبزميني و به چه قيمتي و از چه كساني و از سوي كدام بخشهاي دولتي خريداري شده و مجوز اين خريدها و حساب و کتاب آنها و نیز مجوز توزيع مجاني آنها از كجا آمده و شيوههاي توزيع چگونه بوده و چه اثراتي بر فرهنگ عمومي جامعه بجا گذاشته است و اين سيبزمينيها در منازل مردم و احياناً جاهاي ديگر با چه سرنوشتي مواجه شدهاند؟ از آنجا كه چنين نهادي وارد ميدان نميشود، پاسخ به اين پرسشها نيز به زمان ديگري موكول خواهد شد.
