اسکب معمولی سیب زمینی   Common Scab of Potato

اسکب معمولی سیب زمینی   Common Scab of Potato
"جـرب"

معـرفي :
تنها شاخص بیماری اسکب که برای بيش از 400 گونه باکتري استرپتومايسيس  (Streptomyces)مورد توجه قرار می گیرد پوسيدگي و ترک خوردگي  پوست غده سيب زمينی است .  
اسکب معمولي توسط چندين گونه باکتري بيماريزا خاکزي استرپتومايسيس مانند گونه استرپتومايسيس اسکبيز  (S.scabies) و گونه استرپتومايسيس ترجيديسکبيز  (S.turgidiscabies)ايجاد مي گردد ؛ گونه اسکبيز باکتري به عنوان عاملي مهم و کاملا شناخته شده در ايجاد آسيب هاي اسکب ثبت گرديده است .
این باکتري قادر است علاوه بر سيب زميني محصولات غده اي ديگر مانند تربچه ، زردک ، چغندر و هويج  را نيز آلوده نماید .
     بيماري اسکب گستردگي جهاني داشته و تقريبا هر جا که سيب زميني کشت می گردد يافت مي شود .
معمولا اسکب در تمام سطح زير کشت مزرعه اتفاق نمي افتد ولي نکته مهم در مورد سيب زميني هاي مبتلا به اسکب اينست که از کيفيت کمتري در بازار برخوردارند  .
بنابراين آسيب و علائمي را که بيماري اسکب از نظر ظاهري به غده سيب زميني وارد مي کند ، موجب کاهش بازار پسندي آن در صنايع فراوري و مصارف تازه خوري مي گردد . (مخصوصا سيب زميني های مبتلا به اسکب عميق وحفره اي )


عـلائم :
نشانه هاي اسکب ، بر روي سطح پوست غده پديدار شده و آسيب و جراحت هاي ايجاد شده به سه فرم چوب پنبه اي نشان داده مي شود :
سطحي ( تصوير 1 )  ، برجسته ( تصوير 2 )  و حفره اي يا عميق ( تصوير 3 )

 

 

 

 


 

بعضي مواقع سطح آسيب ديده و مبتلا به اسکب ، قهوه اي رنگ شده که اين حالت به نام رُزت شناخته و نام گرفته است . (مخصوصا در سيب زميني هاي گرد و سفيد رنگ )
[ Russet - رزت : ناحيه خشن و متمايل به قهوه اي رنگ روي پوست سيب زميني بر اثر تشکيل بافت چوب پنبه اي ]

عمق اسکب حفره اي بسيار متفاوت است ولي به طور متوسط گاهی عمقي تا حدود 8/1 اينچ  نيزدارد .
به طور کلي نوع تشکيل اسکب روي غده سيب زميني به چهار عامل مهم بستگي دارد:


• مقاومت گونه سيب زميني 
• خصوصيت ژنتيکي عامل بيماريزا ( باکتري )
• زمان ابتلا به عفونت  
• شرايط محيط


علائم اسکب اولين بار در اواخر فصل رشد يا در زمان برداشت مشاهده مي شود.
غده هاي حساس به محض تشکيل  قابليت آلوده شدن را داشته و ظهور علائم اسکب به صورت بروز لکه هاي تقريبا قهوه اي رنگ روي سطح غده شروع که در طول چند هفته بعد از آلوده شدن ، جراحت حاصل از اسکب بزرگتر مي گردد . احتمال دارد  آسيب هاي دايره مانند به هم پيوسته و بخش وسيعي از غده را در برگيرند . (تصوير3 )
معمولا اسکب زماني گسترش پيدا مي یابد که غده ها در شرايط نامناسب محيطي مانند :
گرما ، کم آبی (خاک خشک ) و PH بالاتراز  2/5  رشد نمايند . ( تصوير4 )

 اسکب در خاکي با PH  -  5/2 يا کمتر متوقف شده و گسترش نمي يابد .
البته توليد غده سيب زميني در خاک اسيدي نيز جراحت هاي سطحي ديگري ايجاد مي نمايد که به احتمال زياد ناشي از اسيد خاک است . اين بيماري بسيار شبيه اسکب معمولي است و اسکب اسيدی نام گرفته ؛ عامل بيماريزا اسکب اسيدی ، باکتري است به نام  S.acidiscabies که در خاکهاي اسيدي با PH کمتر از 4 رشد مي کند . تشخيص بين دو نوع اسکب معمولی و اسیدی به دليل شباهت جراحت هاي  ايجاد شده  بسيار مشکل است .
باکتري ايجاد کننده اسکب معمولي  ساپروفيت و قادر است در طول زمستان روي سطح غده و يا روی بقاياي محصول مانده در خاک  زنده بماند.
       [ساپروفيت به جانداري اطلاق مي گردد که روي مواد آلي يا مرده رشد مي کند و مواد  مورد نياز خود را از تجزيه بافتهاي گياهي ياجانوري بدست مي آورد مثل قارچها و باکتري ها ]
باکتري توسط آب ( آبياري يا باران ) ، باد ، غده هاي بذري و يا حتي تجهيزات آلوده مزرعه از يک مکان به مکاني ديگر انتقال مي يابد . خاک اکثر مناطق کشت سيب زميني حاوي باکتري S.Scabis است و درصد جمعيت باکتري خاک را مي توان با استفاده از روشهاي تناوب کشت با حبوبات و يا کشت هايي که ميزبان اين پاتوژن نمي باشند کاهش داد ولي به طور کلي  اين باکتري به دليل قابليت تکثير روي موادآلي موجود در خاک ، هيچگاه از بين نخواهد رفت .

سيـکل (چرخه) بيمـاري
باکتري ، توليد رشته هاي ميسليوم را نموده که رشته هايي به نام هيف از آنها منشعب و در نهايت هيف ها توليد هاگ مي کنند .
فصل بهار هيف های رويشی رشد کرده و  به هيف های مارپيچی هاگزا تبديل مي شوند .
ديواره عرضي هيف هاگزا  رشد کرده ، چوب پنبه اي و ضخيم مي گردد و در نهايت منقبض شده و رشته ميسليوم هيف ، مانند رشته زنجير از هم گسسته و هاگها تبديل به اسپورهاي منفرد مي گردند. همزمان با بلوغ هاگ رنگدانه خاکستري يا تيره رنگي بروز مي نمايد . زماني که هاگ در مجاورت يک ميزبان مناسب قرار گيرد  شروع به جوانه زني کرده و مراحل آلوده شدن ميزبان آغاز مي گردد .
درجه حرارت مطلوب براي آلودگي غده سيب زميني به اسکب حدود 68 تا 72 درجه فارنهايت
(20 تا 5/22 درجه سانتيگراد) است ؛ اما عامل بيماريزا موجود درخاک در گستره حرارتي وسيعتري بين 50 تا 88 درجه فارنهايت ( 10 تا 31 درجه سانتيگراد ) نیز توانايي تهاجم به سيب زميني را دارد .
معمولا آلودگي به اسکب درابتداي تشکيل غده آغاز مي گردد . اصولا باکتري روزنه هاي تنفسي ( عدسک های ) غده را مورد تهاجم قرار داده ولي مي تواند برای نفوذ از هر زخم يا جراحت بسيار کوچک روي سطح غده نيز استفاده نمايد .
بعد از نفوذ ، باکتري در سه لايه سلولهاي پوستی رشد کرده و باعث مرگ سلولها مي گردد وبه صورت ساپروفيت از سلولهاي مرده غده سيب زميني تغذيه مي نمايد .
همچنين ماده ترکيبي را ترشح مي نمايد که باعث افزايش سرعت تخريب سلولهاي مجاور سلول آلوده گشته و اين عمل باعث تشکيل لايه چوب پنبه ای مي گردد ، بدین ترتیب که غده سيب زميني به منظور قرنطينه نگاه داشتن باکتري و سلولهاي آلوده اطراف آن ، چندين لايه سلولهای چوب پنبه ای توليد مینمايد .
همين که سلولهاي بالاي لايه چوب پنبه اي مردند باکتري از آنها تغذيه مي کند .
لايه چوب پنبه اي فشاری به ناحيه آلوده شده روبه خارج وارد نموده که باعث پوسته پوسته شدن پوست ، رشد و تکثير باکتري روی سلولهاي مرده غده سيب زمينی می گردد و نهايتا آسيب حاصل از اسکب گسترش خواهد يافت .

 

ممکن است اين چرخه در طول فصل رشد و نمو چندين بار اتفاق افتاده و گسترش خسارت ناشي از اسکب را در پی داشته باشد ، درضمن اندازه اسکب ايجاد شده روي غده سيب زميني بستگي به زمان آلودگي دارد  .
قاعدتاً غده هايي که زودتر آلوده شوند آسيب و جراحت بيشتري خواهند داشت .

 


کنتـرل و نظـارت
هيچ روش برگزيده ای به تنهايي براي کنترل اسکب پيشنهاد نشده ، اما  کنترل بيماري تاحدودي از طريق مبارزه تلفيقي و استفاده چند روش زير موفقيت آميز بوده :


1. استفاده از روشهاي کنترلي در زمان کشت  
2. کاشت گونه هاي سيب زميني  مقاوم به عامل اسکب ( ميزبان مقاوم )
3. استفاده از مواد شيميايي 
     
1 ـ  روشهای کنترلی زمان کاشت 
چندين فاکتور به عنوان عوامل موثر در بروز شدت بيماري شناخته شده اند :
رطوبت خاک ، اسيديته خاک ، نوع افزودني هاي خاک و تناوب کشت ( گردش زراعي )

ـ رطوبت خاک
رطوبت خاک در زمان تشکيل غده ها نقش به سزايي در کاهش آلودگي به اسکب دارد .
روش آبياري براي کنترل اسکب از اوايل دهه 1920 ميلادي  استفاده ميشده است . حفظ رطوبت خاک در مدت2 تا 6 هفته ابتداي تشکيل غده ها مانع آلودگي مي گردد . البته آبياري هميشه يک روش کاملا موفق نيست مخصوصا در مورد خاکهايي که ظرفيت کمتري براي نگهداري آب دارند . از طرفي ممکن است با آبياري بيش از حد بيماريهايي مانند
 "پوسيدگي نرم و آبکي"   (Pythium leak)و "پوسيدگي صورتي"  (Pink rot) تشديد شوند .
ـ اسيديته خاک
خاکهاي اسيدي با PH پايينتر از 2/5 به طور قابل ملاحظه اي اسکب را کاهش داده و معمولا براي کنترل اسکب ، سيب زميني در خاکي با   PH 5   تا  2/5   کاشته مي شود .
ـ افزودني هاي خاک
 تأثير افزودني ها به خاک شامل کودحيواني ، آهک و ..  روي کنترل اسکب ثابت نشده اما باکتري استرپتومايسيس با حضور محرک ها ، تحريک شده و مواد آلي را تجزيه مي نمايد . بنابر اين بهتر است تاحد امکان از کاشت سيب زميني در خاکهای سبک و محتوی مقادير زياد مواد آلی جلوگيری شود .
ـ تناوب کشت 
تناوب کشت يک روش مهم و موثر بر کاهش ميزان سطح باکتري در مزرعه است . هرچند باکتري مي تواند چندين سال بدون کشت سيب زميني در خاک مزرعه به صورت يک ساپروفيت زندگي نموده ، باقي بماند و گياهان ديگر را نيز آلوده نمايد .
گزارش هايي مبني بر وجود باکتري روي ريشه گوشتي تعدادي از سبزيجات غده ای مانند چغندر ، هويج ، تربچه و شلغم  اعلام گرديده .
تناوب کشت با حبوبات يا جو  درکاهش بيماري کشت سالهاي آتي سيب زميني بسيار موثر است .


2 ـ  مقاومت ميزبان
باوجوداينکه مکانيسم مقاومت بعضي از ارقام سيب زميني به اسکب معمولي به خوبي شناخته نشده ، اما طي برنامه هاي آزمايشي در چند مزرعه ، رقمهايي با درجه مقاومت متفاوت نسبت به اسکب  شناخته و اعلام شده اند .
کشت ارقام مقاوم بهترين و ساده ترين راه مقابله با اسکب  است گرچه اين روش نيز کاملا مطمئن نيست و  چنانچه رقمی مقاوم در خاکی با مقدار زیاد باکتری و ساير شرايط نامناسب محيطي کشت گردد ، به اسکب آلوده خواهد شد .

3 ـ کنترل شيميايی
ترکيبات ضد ميکروبي و شيميايي که براي کنترل اسکب استفاده مي شوند تاحدودي موثرند .
ماده شيميايي مانند (3.5dichlorophenoxyacetic acid (3.5-D Telone  ممکن است باعث آسيب ديدگي گياه شود .
تعدادي از ترکيبات ضد ميکروبي تاثير مثبت روي کنترل اسکب داشته ولي هيچکدام تاکنون ثبت نگرديده اند .
همچنين ماده شيميايي پنتاکلرونيتروبنزن (PCNB) که با نام بلاکر معروف است آزمايش گرديده و تاحدودي موفقيت آميز بوده .
[ اين ماده قارچ کش طيف وسيع و به منظور ضدعفوني بذر و خاک به کار برده مي شود ]
مطالعات نشان داده که استفاده از اين ماده در غلظت زياد روي کاهش عملکرد و سايز غده موثر است .
ماده pic-plus  (کلروپيکرين) نيز در آزمایشاتی روی چند مزرعه نتايج مثبتي نشان داده ؛  نوع فعاليت و نحوه مصرف کلروپيکرين ، زمان مصرف آنرا محدود و مناسب استفاده در فصل پاييز مي گرداند .
 [ اين ماده ضدعفوني کننده عمومي خاک و محيط ، وبه منظور ضدعفوني نمودن قارچ ، باکتري ، ويروس ، نماتد و حتي علفهاي هرز به کار برده مي شود ]

مترجم :  ناهيد ضيايی ، مهرماه 1386   ziaei@iranpotato.ir / nahid.ziaei@gmail.com
مولفان : Wharton, P. S., Driscoll, J., Douches, D., Hammerschmidt, R., and Kirk, W. W.
منبع : Michigan Potato Diseases Series; MSU Extension bulletin E-2990
سال انتشار مقاله : june 2007

گياهان دارويی     سيب زمينی         Solanum tuberosum    

 
سيب زمينی         Solanum tuberosum

سيب زمينی گياه بومی آمريگای جنوبی است و هنوز هم به صورت وحشی در شيلی و آرژانتين می رويد .
در قرن شانزدهم بوسيله اسپانيولی ها به اروپا برده شد واکنون در اروپا وآمريکا از نظر مصرف اولين سبزی است .
سيب زمينی درتمام طول سال وجود دارد . سيب زمينی به دليل داشتن مقدار ويتامين C ضد بيماری اسکوربيت است وکشورهائيکه از اين گياه استفاده می کردند هيچگاه مردم آنجا به اين بيماری دچار نمی شدند .
ساقه هوايی سيب زمينی دارای بريدگيهای مرکب از 7 تا 12 برگچه اصلی است ودر فواصل اين برگچه ها نيز برگچه های کوچکتر وجود دارد .
انواع مختلف سيب زمينی برحسب رنگ گل وپوست غده های زير زمينی آن تقسيم بندی می شود .
در روی پوست سيب زمينی سوراخهای کوچکی وجود دارد که دارای جوانه است و اين جوانه ها ست که منشاء گياه تازه است .
سيب زمينی نارس وهمچنين برگ  ،گل و ميوه سيب زمينی دارای کمی آلکالوئيد سمی بنام سولانين است . بنابراين بايد از مصرف سيب زمينی نارس و نيز برگ و گل و ميوه سيب زمينی خوداری کرد .

خواص داروئی و طرز استفاده
برگ وميوه سيب زمينی به علت داشتن سولانين مخدر و آرام است ولی به علت سمی بودن نبايد مورد مصرف داخلی قرار گيرد و بايد فقط به عنوان ضماد و استعمال خارجی استفاده شود .
سيب زمينی به علت داشتن ويتامين  Cزياد برای مقابله با بيماری اسکوربيت بکار می رود .
برای تسکين سوختگی ها ، سيب زمينی خام را رنده کرده وبه عنوان ضماد روی قسمت سوختگی بگذاريد و هر چند دقيقه آن را عوض کنيد و ضماد تازه روی آن قرار دهيد .
سيب زمينی دارای آنزيم مهار کننده می باشد بنابراين ضد سرطان و ضد ويروس است مخصوصاً سيب زمينی در اين مورد از شير يا سويا قويتر است .
پوست سيب زمينی مانند پوست ميوه ها و سبزيجات دارای ماده آنتی اکسيدان است بنابراين از پير شدن سلولها و نيز از بوجود آمدن سلولهای سرطانی جلوگيری می کند .
سيب زمينی بهترين دارو برای آنهايی است که بدنشان اسيدی است و اينگونه اشخاص بايد سيب زمينی را با پوست و با بخار پخته و بخورند زيرا سيب زمينی آب پز و سرخ شده بر عکس سيب زمينی با بخار پخته شده توليد اسيد در بدن می کند .
سيب زمينی داروی خوبی برای از بين بردن تورم است . برای اين منظور سيب زمينی را طبقه طبقه کرده و در سوپ بياندازيد و بگذاريد تقريباً نيم پز شده و سپس آن را بخوريد .
سيب زمينی به علت دارا بودن پتاسيم زياد تميز کننده کبد نيز می باشد . سيب زمينی بدن را جوان می کند .
سيب زمينی داروی بيماريهای قلب نيز می باشد .
سيب زمينی قرمز درمان کننده بواسير خونی و دردناک می باشد . برای درمان اسهال سوپ سيب زمينی را با شير بپزيد و آن را ميل کنيد اسهال سريع متوقف می شود .
برای استفاده از سيب زمينی اگر آن را تکه می کنيد بايد فوراً از آن استفاده کنيد زيرا خيلی زود اکسيده می شود و خواص خودرا از دست می دهد .
سيب زمينی راهميشه بايد با بخار ويا در فر بپزيد ويا خام آن را ميل کنيد زيرا خواص آن دست نخورده باقی می ماند . سيب زمينی سرخ شده غير از اينکه خاصيتی ندارد بلکه برای بدن مضر هم است زيرا سرخ کردن سيب زمينی با روغن آن را دير هضم می سازد باعث بيماريهای مختلف می شود .
سيب زمينی برای اشخاصی که مبتلا به قند هستند مضر است زيرا بعلت داشتن نشاسته قند خون را بالا می برد و اينگونه اشخاص اگر بخواهند از فوائد سيب زمينی استفاده کنند بايد آن را تحت نظر پزشک يا متخصص تغذيه مصرف کنند ويا از مصرف آن خوداری کنند .

به نقل از روزنامه فرهنگ آشتی ـ شماره 1427 ، 24 فروردين 87

ارقام سیب زمینی



 

اگریا    AGRIA
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :              نسبتا بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد
عملکرد :                  بالا
قابلیت انبارداری :      خیلی خوب
بافت غده :               تقریبا سفت
ماده خشک :            نسبتا خوب
مصرف :                   تازه خوری ، فرنچ فرایز

 

 

 

آجیبا    AJIBA
دوره رشد :               نیمه زودرس
شکل غده :              گرد تا بیضی
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی : نسبتا عمیق
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  بالا
قابلیت انبارداری :      متوسط خوب
بافت غده :               تقریبا نرم
ماده خشک :            متوسط
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

آریندا   ARINDA
دوره رشد :               زودرس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق
رنگ پوست :             زرد کمرنگ
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      کم
بافت غده :                نرم و آردی  
ماده خشک :             کم
مصرف :                   تازه خوری ، سالاد

 

 

 

آلمرا    ALMERA
دوره رشد :               نیمه زودرس
شکل غده :              تقریبا بیضی
اندازه غده :              متوسط
چشمهای سطحی : کم عمق
رنگ پوست :             زرد بسیارکمرنگ
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خوب 
بافت غده :                تقریبا سفت 
ماده خشک :             متوسط
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

پیکاسو    PICASSO
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              گرد تا بیضی
اندازه غده :              متوسط تا بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق و قرمز رنگ
رنگ پوست :             زرد با چشمهای قرمز
رنگ گوشت :            زرد کمرنگ
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خیلی خوب
بافت غده :                سفت
ماده خشک :            متوسط
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

دراگا    DRAGA
دوره رشد :               نیمه زودرس
شکل غده :              گرد تا بیضی
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی :  عمیق
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  متوسط تا خوب
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :               تقریبا نرم
ماده خشک :            کم
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

دونالد    DONALD
دوره رشد :               زودرس
شکل غده :              بیضی
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی :  عمیق
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد تا سفید
عملکرد :                  خوب
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :               تقریبا سفت 
ماده خشک :            خیلی بالا 
مصرف :       تازه خوری ، چیپس   ،فرنچ فرایز

 

 

 

دیامونت    DIAMANT
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :              نسبتا بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :               سفت
ماده خشک :            خوب
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

راموس    RAMOS
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :              بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد کم
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :               تقریبا نرم
ماده خشک :            متوسط خوب
مصرف :                   تازه خوری ، فرنچ فرایز

 

 

 

سانتانا   SANTANA
دوره رشد :               نیمه زودرس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد زیاد
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                   بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                خیلی نرم و آردی  
ماده خشک :             متوسط
مصرف :                   تازه خوری ، فرنچ فرایز
 

 

 

 

سانته   SANTE
دوره رشد :               نیمه زودرس
شکل غده :              بیضی
اندازه غده :               متوسط
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد کم
رنگ پوست :             زرد کمرنگ
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                   بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                تقریبا نرم   
ماده خشک :             متوسط
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

کایزر   CEASAR
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی :  عمیق با تعداد زیاد
رنگ پوست :             زرد کمرنگ
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                تقریبا نرم و آردی  
ماده خشک :             متوسط
مصرف :                   تازه خوری ، فرنچ فرایز
 

 

 

 

کنبک   KENEBEC
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              گرد
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد کم
رنگ پوست :             زرد کمرنگ
رنگ گوشت :            سفید
عملکرد :                   بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                تقریبا سفت  
ماده خشک :             خوب
مصرف :                   چیپس ، فرنچ فرایز

 

 

 

لیدی رزتا   LADY ROSETTA
دوره رشد :               نیمه دیررس
شکل غده :              گرد
اندازه غده :               متوسط تا بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد کم
رنگ پوست :             قرمز
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خوب
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                سفت  
ماده خشک :             خیلی بالا
مصرف :                   چیپس

 

 

 

مارکیز   MARKIES
دوره رشد :               دیررس
شکل غده :              بیضی
اندازه غده :               متوسط تا بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد کم
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                تقریبا سفت  
ماده خشک :             خوب
مصرف :                   چیپس ، فرنچ فرایز

 

 

 

مارفونا   MARFONA
دوره رشد :               نیمه زودرس
شکل غده :              گرد تا بیضی
اندازه غده :               خیلی بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق با تعداد کم
رنگ پوست :             زرد
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                نرم   
ماده خشک :             خیلی کم
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

موندیال   MONDIAL
دوره رشد :               دیررس
شکل غده :              بیضی کشیده
اندازه غده :               بزرگ
چشمهای سطحی : کم عمق
رنگ پوست :             زرد کمرنگ
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                  خیلی بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                نرم   
ماده خشک :             متوسط خوب
مصرف :                   تازه خوری

 

 

 

هرمس   HERMES
دوره رشد :               میان رس
شکل غده :              گرد تا بیضی
اندازه غده :               خیلی بزرگ
چشمهای سطحی :  عمیق با تعداد کم
رنگ پوست :             زرد کمرنگ
رنگ گوشت :            زرد روشن
عملکرد :                   بالا
قابلیت انبارداری :      خوب
بافت غده :                تقریبا سفت  
ماده خشک :             خوب
مصرف :                   چیپس

 

 

میوه کاری  2

داشت، يا نگهداری از باغ احداث شده :

هر باغ ميوه نياز به مراقبت‌های ويژه‌ای دارد تا بتواند به نحو بهينه رشد كرده و توليد محصول كند. مهمترين اين مراقبت‌ها، كه بطور كلی عمليات داشت ناميده می‌شوند، در زير مورد بحث قرار خواهند گرفت.

1- آبياری :

در شرايط مساعد، ريشه درختان تا ژرفای به نسبت زياد نفوذ می‌كند و در جهت افقی نيز بر حسب بافت خاك و نوع درخت از هر طرف 1.5 تا 3 برابر شعاع شاخساره و يا سايه انداز درخت پخش می‌گردد. ولی بررسی ها نشان داده كه قسمت اعظم ريشه‌های فعال يك درخت در زير شاخساره آن، تا ژرفای 60 سانتی‌متر زمين، قرار دارند. بنابراين گياه مهمترين قسمت آب و مواد غذايی مورد نياز خود را از اين قسمت خاك جذب می‌كند. همانطور كه پيشتر گفته شد، در نقاطی كه بارندگی ساليانه، كمتر از 700 ميلی‌متر و يا غير متعادل باشد بايد در ايام خشك، آب مورد نياز درخت را بوسيله آبياری تأمين كرد. در حال حاضر، در دنيا چهار روش آبياری عمده، مورد استفاده قرار می‌گيرد.

الف: روش كرتی(Basin irrigation) يا غرقابی(Flood irrigation) :

در اين روش، باغ به كرت‌هايی دارای يك تا چند درخت تقسيم و هر كرت در هر بار آبياری، با آب پر می‌شود. بازده مصرفی (Consumptive) اين نوع آبياری به نسبت كم است. يعنی قسمت مهمی از آبی كه به زمين داده می‌شود، بدون اينكه مورد استفاده درخت قرار گيرد، به ژرفای خاك فرو می‌رود و از دسترس ريشه‌ها خارج می‌گردد. از محاسن اين روش عدم نياز آن به تسطيح خاك و احتياج نداشتن به وسايل مدرن آبياری كه هر دو گران هستند می باشد. در ايران، در باغ‌های جوان نيز در مركبات كاری برای جلوگيری از شيوع بيماری‌های خاكزا(Soil- born diseases) نوعی از آبياری كرتی به نام طشتكی مورد استفاده قرار می‌گيرد كه خود به دو نوع زنجيری و شانه‌ای تقسيم می‌شود.

ب: روش نشتی(Furrow irrigation) :

در اين روش، در دو سوی رديف كشت، دو شيار به ژرفای 10 تا 15 سانتی‌متر و به عرض 25 تا 30 سانتی‌متر ايجاد و آب با فشار كم در آنها به جريان انداخته می‌شود. مرطوب شدن ريشه‌ها از طريق نشت تدريجی آب به خاك اطراف شيار و خيس ساختن محيط ريشه انجام می‌گردد. بازده مصرفی اين روش از روش كرتی بيشتر است و برای به كار بردن آن، بايد زمين بطور كامل صاف بوده و تسطيح شده باشد.

برای جريان انداختن آب از نهر اصلی به شيارها، و تنظيم مقدار آن، از سيفون‌های آلومينيمی و يا پلاستيكی استفاده می كنند. در آبياری نشتی، به تدريج كه بر عمر و اندازه درختان افزوده می‌شود بايد تعداد شيارها را در هر طرف درخت افزايش داد بطوری كه در حداكثر رشد، تمام سطح باغ از شيارهای موازی هم پوشيده و آبياری شود.

پ: روش بارانی(Sprinkler irrigation) :

در اين روش، درختان توسط فواره‌های چرخانی كه به لوله‌های خاصی متصلند آبياری می‌گردند. بازده مصرفی اين روش از روش‌های قبل بيشتر و حدود 80 درصد است و از محاسن آن می‌توان، عدم نياز به تسطيح امكان كاربرد كودهای شيميايی و سموم كشاورزی همراه با آبياری و در موارد خاص مبارزه با سرما را نام برد. مهمترين عيب اين روش بالا بودن قيمت لوله‌ها و پمپ‌ها و ساير مورد لزوم می ‌باشد.

ت: روش قطره‌ای :

در اين روش، آب توسط پمپ‌های ويژه‌ای، در لوله‌های پلاستيكی به نسبت باريك و قابل انعطافی كه در طول هر رديف روی سطح خاك قرار داده می‌شوند جريان می‌يابد و از طريق چكاننده‌های(Dripper) ويژه‌ای كه در طول لوله قرار دارند به صورت قطره‌هايی بيرون آمده، خاك اطراف درخت را مرطوب نگه می‌دارد. تعداد چكاننده‌ها برای نهال‌های جوان يك عدد است و به تدريج كه گياه بزرگ می‌شود به 3 تا 4 عدد برای هر درخت افزايش داده می شود. اين روش دارای بازده مصرفی حدود 95% بوده و از تسطيح خاك بی‌نياز است، ولی ايجاد آن گران تمام می‌شود. كاربرد اين روش در خاك‌های شور يا برای آب‌های سنگين و شور به سرعت شوری خاك را افزايش می‌دهد. برای جلوگيری از اين امر و مسدود شدن چكاننده‌ها در اثر رسوب نمك، بايد اندازه چكاننده‌ها را بزرگتر از حد مورد نياز گرفت تا آب، مقداری حركت ژرفايی(عمقي) پيدا كرده ضمن نفوذ به طبقات زيرين خاك، املاح اضافی را شسته همراه خود از طبقات فوقانی خارج سازد.

2- كود :

درختان ميوه از اين نظر بسيار شبيه ساير گياهان هستند و در اينجا تنها به ذكر چند نكته خاص اكتفا می‌گردد.

الف: از ميان مواد غذايی اصلی (يعني: نيتروژن، فسفر و پتاسيم) درختان ميوه، بطور معمول تا آغاز باروری، تنها به نيتروژن اضافی نياز دارند و مقدار فسفر و پتاسيم موجود در خاك برای تأمين نيازهای آنها تا آن زمان كافی است، مگر اين كه خاك از نظر اين دو عنصر، كمبودی داشته باشد.

ب: برای اضافه كردن نيتروژن به خاك، فرمولی كلی و بسيار تقريبی توسط باغداران به كار گرفته می شود. طبق اين فرمول، بايد بر حسب ميزان رشد، در هر سال 60 تا 90 گرم نيتروژن خالص تا حداكثر 500 تا 1000 گرم به ازا هر سال سن، به هر درخت داده می‌شود. بدين ترتيب، يك درخت پاكوتاه به ازاء هرسال سن خود 60 گرم (تا حداكثر 500 گرم) و يك درخت قوی و پر رشد به ازاء هر سال سن خود 90 گرم تا (حداكثر 1000 گرم) نيتروژن در سال دريافت خواهد كرد و پس از رسيدن به ميزان حداكثر، مقدار كود دريافتی سالانه آنها به ترتيب در 500 و 1000 گرم ثابت خواهد ماند كه بايد در دو يا سه نوبت، يكی در اول بهار و يك تا دو بار در طول فصل رويش، به درخت داده شود. ميزان مصرف كودهای فسفره و پتاسه، بر حسب نوع گياه و مقدار اين كودها در خاك، 50 تا 150 كيلو در سال در هكتار می‌باشد. برای مصرف، بايد كودها با خاك زير سايه‌انداز درخت مخلوط گردند و درخت مورد نظر، در صورت امكان، بيدرنگ آبياری شود.

پ: عناصر كم مصرف مانند آهن، روی، منيزيم و غيره را بايد تنها در صورتی به خاك اضافه كرد كه علايم خاص كمبود آنها در باغ ديده شود. برای تعيين مقدار مورد لزوم از عناصر ياد شده، بهترين راه تجزيه برگ درختان و اندازه‌گيری مقدار عنصر مورد نظر و مقايسه آن با مقدار يك گياه سالم و يا با اعداد جداول خاصی كه برای اين كار وجود دارند، می‌باشد.

ت: كودهای حيوانی دارای ارزش غذايی چندانی نيستند و بيشتر به خاطر بهبود خواص فيزيكی خاك و بالا بردن قدرت نگهداری آب، مورد مصرف قرار می‌گيرند.

بر حسب ميزان مواد آلی موجود در خاك، مصرف 40 - 10 تن كود دامی پوسيده در سال در هر هكتار باغ توصيه شده است.

ث: در بسياری از موارد، كشت كود سبز، به ويژه گياهان يكساله تيره لوبياسانان(Leguminosae) كه قدرت تثبيت نيتروژن هوا را دارند، در باغ توصيه می‌شود. اين گياهان، هنگامی كه در آخر فصل رشد بوسيله شخم با خاك مخلوط شوند، اولاً مانند كودهای دامی، خواص فيزيكی خاك را بهبود می‌بخشند ثانياً با رها كردن نيتروژن تثبيت شده خود در خاك حاصلخيزی آن را بالا می‌برند.

3- هرس :

بر حسب نياز به هرس می‌توان درختان ميوه را به سه گروه تقسيم كرد:

گروه اول شامل درختانی مانند مركبات است كه در دوران زندگی خود نيازی به هرس ندارند و بدون آن به طور طبيعی، شكل ويژه خود را پيدا و ميوه كافی توليد می‌كنند.

گروه دوم شامل درختانی مثل سيب، گلابی، بادام و گردو است كه بايستی در چند سال اول به آنها، از طريق پيرايش، شكل مناسب داد ولی وقتی رشد كردند و به بار نشستند، هرس را بايد به حداقل رساند.

گروه سوم شامل ميوه‌‌هايی مانند هلو، انجير و انگور است كه علاوه بر پيرايش شكل‌دهی، در دوران بلوغ نيز بايد مرتباً هرس شوند، تا با توليد شاخه‌های جوان، ميزان محصول آنان افزايش يابد.

4- گرده افشانی :

تمام درختان ميوه ايران، به غير از خرمالو و ارقام بدون هسته انجير و گلابی و مركبات برای توليد ميوه به گرده‌افشانی نياز دارند. از نظر عامل انتقال گرده می‌توان ميوه‌ها را به سه گروه تقسيم كرد.

گروه اول شامل دو درخت:

خرما و انجيرهای هسته‌دار كه هر چند بطور طبيعی می‌توانند مقدار بسيار كمی ميوه توليد كنند، برای توليد محصول اقتصادی بايد گرده افشانی بوسيله انسان انجام گيرد.

گروه دوم :

شامل گردو، پسته، فندق و توت و انار است كه در آنها گرده افشانی، توسط باد انجام می‌گيرد و نيازی به دخالت انسان نيست.

گروه سوم :

شامل ساير ميوه‌ها بويژه انواع دانه‌دار و هسته‌دار است كه گرده افشانی آنها توسط حشرات، بويژه زنبور عسل، انجام می‌شود و بنابراين كندوگذاری در باغ برای توليد محصول ضروری است. تعداد كندوی لازم برای هر هكتار، بر حسب اندازه درختان و ميزان گلدهی آنان، به يك تا پنج عدد بالغ می‌شود. لازم به تذكر است كه زنبورهای عسل در روزهای بارانی هنگامی كه باد شديد بوزد و وقتی دمای هوا از 18 درجه سانتی‌گراد كمتر باشد، قدرت فعاليت خود را از دست می دهند. اگر چنين شرايطی مصادف با ايام گلدهی درختان اين گروه بشود، در بعضی موارد دخالت انسان و گرده افشانی مصنوعی از طريق تكاندن شاخه‌های گلدار يك درخت مناسب، روی ديگر درختان باغ برای توليد محصول اقتصادی ضروری خواهد بود. 

5- تنك كردن(Thinning):

بيشتر درختان ميوه بيش از حد توانايی باردهی خود، گل‌ توليد می‌كنند كه اگر همگی اين گلها تبديل به ميوه شوند، درخت ضعيف و ميوه‌ها ريز و نامرغوب خواهند شد و ممكن است درخت دچار سال آوری (باردهی متناوب)Alternate bearing بشود. به همين دليل، بايد بيشتر گل‌ها و ميوه‌های جوان را حذف کرد. برای مثال، اگر تنها پنج درصد از شكوفه‌ها‌ی سيب و آلبالو و گيلاس، كه دارای ميوه‌های بسيار ريزی هستند، هر گاه 25 تا 35 درصد از شكوفه‌ها تبديل به ميوه شوند گياه محصول بسيار خوبی خواهد داشت. عمل حذف گل‌ها و ميوه‌های اضافی درختان تنك كردن ناميده می‌شود. از درختان ميوه برخی (مانند آلبالو، گيلاس، بادام، پسته، فندق و مركبات) نيازی به تنك شدن ندارند و می‌توانند كليه ميوه‌هايی را كه پس از انجام ريزش‌های طبيعی روی درخت باقی می‌مانند رشد بدهند و برسانند. در برخی (مانند زرد‌آلو و آلو) هرچند اگر تعداد ميوه‌ها كمتر باشد درشت‌تر خواهند شد، تنك كردن كمكی به اين امر نمی‌كند و بنابراين، اين گياهان را نيز تنك نمي‌كنند. ساير ميوه‌ها (بويژه سيب، گلابي، هلو ،خرما و انگور) به تنك شدن واكنش مثبت و زيادی نشان می‌دهند و بنابراين بايد بطور حتم تنك شوند. تنك كردن می تواند به طريق مكانيكی و يا شيميايی انجام گردد. در تنك كردن مكانيكی می‌توان از دست انسان (كه بسيار دقيق ولی گران و كند است)، از فشار آب (كه دقت زيادی ندارد و تنظيم گل‌های حذف شده با آن مشكل است) و از چوب‌های بلند (كه به درخت آسيب می زند) استفاده كرد. در تنك شيميايی، بر حسب نوع درخت، انواع مختلف اكسين با غلظت‌های 50-10 قسمت در ميليون و اتفون با غلظت‌های 300-20 قسمت در ميليون به كار می‌روند . از مواد ديگری كه در تنك كردن درختان ميوه بويژه انواع دانه‌دار و هسته‌دار از اهميت برخوردارند می‌توان سوين(Sevin (l-naplyl-N-metyl carbamate)) كه زنبور عسل در برابر آن بسيار آسيب‌پذير است و الجتول(Elgetol (dinitro orthocresol-DNOC)) را نام برد كه هر دو با غلظت‌های 1000-500 قسمت در ميليون به كار می‌روند. شدت تنك كردن (درصد گل‌ها و ميوه‌های حذف شده) بستگی به نوع درخت ميزان رشد آن و تعداد ميوه‌های تشكيل شده دارد. برای سيب و هلو بطور معمول توصيه می‌شود كه به ازای هر 30 برگ درخت و يا هر 10 سانتی‌متر طول شاخه‌ بارور، يك ميوه نگاهداری و بقيه حذف شوند كه البته اين ارقام بسيار تقريبی و غير دقيق هستند.

6- ساير عمليات برداشت :

علاوه بر آنچه كه بالا گفته شد، نگهداری درختان ميوه مستلزم انجام عمليات ديگری از قبيل جلوگيری از ريزش بی موقع ميوه‌ها، مبارزه با بيماری ها، آفات، علف‌های هرز، سرمازدگی و غيره نيز می‌باشد.

 

میوه کاری   1

ميوه‌كاری را می‌توان فن كشت و پرورش گياهان چند ساله‌ای كه بخشی يا تمام ميوه آنها بصورت خام يا پخته مورد تغذيه انسان قرار می‌گيرد تعريف كرد. از آنجا كه بيشتر درختان ميوه، پس از كاشته شدن، چند سال طول می‌كشد تا به بار بنشينند و علاوه بر مخارج سنگين اوليه، در طول اين مدت نيز هر ساله هزينه‌هايی برای نگهداری و پرورش آنها لازم می شود، ميوه كاری نياز به سرمايه‌گذاری به نسبت درازمدت دارد. بنابراين، اگر از ابتدای امر دقت و توجه كافی نشود، شايد پس از چند سال منجر به زيان‌هايی جبران ناپذير گردد. در اين بخش از سایت، مسايل مربوط به ميوه‌كاری، در سه قسمت شامل: احداث باغ جديد، نگهداری از باغ احداث شده و در آینده نیز ويژگی‌های مهمترين ميوه‌های ايران، مورد بحث قرار خواهند گرفت.

 احداث باغ جديد :

در احداث يك باغ جديد دو حالت ممكن است رخ بنمايد. در حالت اول، محصول ويژه‌ای (مانند سيب، بادام و غيره) مورد نظر است و برای كشت آن بايد زمين مناسبی يافت شود. در حالت دوم، كه بيشتر همگانی است، زمين ويژه‌ای موجود است و بايد درختی را كه با آن زمين و منطقه سازش داشته باشد كشت شود.

در هر دو حالت، احداث باغ شامل چهار مرحله است:

1- بررسی عوامل محيطی

2- بررسی عوامل اقتصادی

3- گزينش رقم و تهيه نهال

4 - آماده ساختن زمين و كاشت نهال

- عوامل محيطی :

واكنش درختان ميوه به عوامل محيطی، به دليل چند ساله بودن و نحوه رشد و باروری آنها، تا حدودی با ساير گياهان متفاوت است. از آنجا كه درختان ميوه، پس از بالغ شدن، حجم زيادی پيدا می‌كنند و بايد با فواصل به نسبت زيادی از يكديگر كشت شوند، تغيير دادن عوامل تشكيل‌دهنده محيط رشد و مناسب كردن آنها برای گياهان كاشته اغلب اگر ناممكن نباشد، بسيار دشوار است. در نتيجه، بايد كوشش شود تا محيط كشت اين گياهان از ابتدا مناسب باشد مهم‌ترين عوامل محيطی، كه نحوه رشد و ميزان محصول يك درخت را تعيين می‌كند عبارتند از:

الف - دما:

همانند ساير گياهان، درختان ميوه برای رشد و توليد محصول يك دامنه گرمايی و يك دمای مناسب ويژه خود هستند. افزون بر اين، دما در زندگی درختان ميوه‌ اثرهای ويژه ديگری نيز دارد. از آن جمله، درختان ميوه خزان دار بايد در طول زمستان به تعداد ساعت‌های معين، دمايی كمتر از هفت درجه سانتی‌گراد دريافت كنند تا از حالت استراحت بيرون آمده آغاز به رشد كنند. اين امر، يكی از مهم‌ترين عوامل محدود كننده مناطق كشت درختان ميوه مختلف مي‌باشد،‌ بدين معني كه: اگر سرمای لازم تأمين نگردد در بيشتر موارد جوانه‌های گل در بهار نمی‌شكفند و محصولی به دست نخواهد آمد. اثر بسيار مهم ديگر دما بر درختان ميوه سرمازدگی بهاره است. بسياری از نقاط دنيا، با وجود برخورداری از دامنه دمايی و ميزان سرمای مناسب برای كشت درختان ميوه، به دليل داشتن سرمای ديررس بهاره كه به طور معمول پس از شكوفايی جوانه‌ها بروز می‌كند و موجب سرمازدگی گل‌ها و گاهی ميوه‌ها می‌شود، برای ميوه‌كاری مناسب نيستند. از ديگر عوامل دمايی كه در ميوه‌كاری مؤثرند می توان از نوسان دمايی يا تفاوت زياد دمای شب و روز (كه رشد درختان را مختل می‌سازد) و تگرگ (كه به برگ‌ و ميوه‌ها آسيب وارد می‌آورد) نام برد.

ب - نور :

آزمايش‌های مختلف ثابت كرده كه به غير از توت‌فرنگی، ساير ميوه‌ها برای گل انگيزی به طول روز (نور گاه) حساس نيستند و تنها اثر اين عامل روی آنها كمتر و يا بيشتر كردن دوره فتوسنتز در هر روز می‌باشد. بر خلاف طول روز، شدت نور در رشد و باروری درختان بسيار مؤثر است. تغيير دادن شدت نور در سطح باغ كاری غير عملی است و تنها راه نور رسانی كافی به درون درخت، دادن شكل و تراكم مناسب به شاخساره آن است. از اثرهای بسيار مهم نور در درختان ميوه، ايجاد رنگ در ميوه‌هاست. برای مثال در ميوه‌های سيب، اگر شدت نور (بويژه در دو – سه ماه آخر فصل رشد) كافی نباشد توليد رنگ سرخ دچار اختلال می‌گردد و به اين دليل پيشنهاد شده است كه در مناطقی كه پاييزی ابری يا مه آلود دارد، به جای سيب‌های سرخ، انواع زرد‌ و سبز آن كشت گردد.

پ - موقعيت محل :

مجموعه عوامل عرض جغرافيايی، ارتفاع از سطح دريا، و مقدار شيب زمين، موقعيت محل را تشكيل می دهند. اثر اين عوامل، در درجه اول روی مقدار دمای محيط و در درجه دوم روی شدت نور است. بدين ترتيب كه هرچه عرض جغرافيايی بيشتر باشد چون نور خورشيد با زاويه كمتری به سطح زمين می‌تابد، ميزان دمای محيط و شدت نوری كه در دسترس گياهان قرار می‌گيرد كمتر مي‌شود. زياد شدن ارتفاع از سطح دريا نيز باعث كاهش دمای محيط می‌گردد و در نتيجه گاهی مناطق شمالی تر ولی كم ارتفاع‌تر (مانند خوزستان) از مناطق جنوبی‌تر ولی مرتفعتر (مانند فارس) گرمترند. شيب زمين بر حسب جهت آن می‌تواند بر دما اثر مثبت و يا منفی داشته باشد. در نيمكره شمالی، ‌شيب‌‌های رو به جنوب حداكثر مقدار نور خورشيد را دريافت می‌دارند.

اينگونه زمين‌ها در بهار زودتر گرم می‌شوند، در تابستان گرمتر و خشكترند، و در پاييز ديرتر سرد می‌گردند. بنابراين در مناطق سردسير، خطر سرمازدگی زمستانه اين زمين‌ها كمتر ولی از نظر سرمازدگی بهاره (سرمازدگی گل‌ها) بيشتر است و در جمع، فصل رشد طولانی تر در اختيار گياه قرار می‌گيرد. مثال بارز اين نوع زمين‌ها، زمين‌های واقع در شيب‌های رو به جنوب دامنه البرز در كنار دريای مازندران است كه از ساير نقاط آن منطقه برای كشت مركبات مناسبتر است. شيب‌های رو به شمال، درست بر عكس شيب‌های رو به جنوب عمل می كنند و در مناطق گرمتر (مانند استهبان و نيريز فارس) برای كشت درختان خزان‌دار می تواند مفيد افتد. شيب‌های رو به شرق و يا غرب، حد واسط دو نوع ديگر هستند.

در نقاطی كه احتمال بروز سرمای ديررس بهاره زياد است، بايد كوشش شود تا حد امكان باغ‌های ميوه در زمين‌های شيب‌‌دار احداث گردند. دليل اين امر سنگين‌تر بودن هوای سرد نسبت به هوای گرم است كه روی سطح شيب‌دار می‌لغزد و در نقاط گود و كفه‌ها جمع می‌گردد و به گياهان موجود در آنها آسيب‌ می‌زند. نمونه بارز اين شكل در جهرم در مورد مركبات و در نيريز در مورد بادام ديده می‌شود كه سرما، به دفعات، درختانی را كه در كفه بوده‌اند از بين برده در حالی كه به درختان مجاور آسيب وارد نشده است.

ت - خاك :

بيشتر درختان ميوه، به بافت خاك حساسيت زيادی نشان می‌دهند و اگر خاك دارای ژرفا (عمق) و زهكشی كافی بوده و از pH مناسبی نيز برخوردار باشد به خوبی در آن رشد كرده محصول كافی می‌دهند. البته لازم به تذكر است كه خاك‌های سبكتر بطور معمول از خاكهای سنگين‌تر، كم رطوبت‌تر بوده و به همين دليل در بهار زودتر گرم و در پاييز ديرتر سرد می‌شوند و چون از تهويه بهتری نيز برخوردارند، در صورت وجود آب و مواد غذايی كافی، درختان ميوه، در آنها بيشتر رشد می‌نمايند.

در بررسی خاك، به منظور احداث باغ، نكاتی كه از اولويت برخوردار هستند: در درجه اول ژرفای خاك، در درجه دوم ژرفای سطح آب زيرزمينی و در درجه سوم ميزان نمك‌های محلول (شوری) خاك است. كمبود مواد معدنی و آلی، و تا حدودی هم نامناسبی خاك، را می‌توان با افزودن مواد مورد نياز به خاك، جبران كرد. در صورتی كه ژرفای خاك كم باشد، می توان چنانكه در جهرم مرسوم است گودالهايی با ابعاد، به نسبت بزرگ (حدود 2 متر) حفر و آنرا با خاك مرغوب پر كرد و درخت را در آن كاشت. البته اين كار، گران تمام می شود و فقط برای فرآورده‌هايی مانند مركبات كه بازده بيشتری دارند مقرون به صرفه است. سطح آب زيرزمينی را می توان با زهكشی و ميزان نمك را با شستشوی خاك كاهش داد كه هر دو عملياتی گران هستند و تنها در صورت اجبار، به احداث باغ در زمينی با اين ويژگی‌ها اقدام می‌كنند.

ث - آب :

بر اساس يك قاعده كلی هر گاه منطقه‌ای دارای بيش از 700 ميلی‌متر باران ساليانه، با پراكندگی يكنواخت، باشد برای پرورش درختان ميوه به صورت ديم مناسب است. در نقاطی كه باران ساليانه 700-500 ميلی‌متر بارندگی داشته باشند نياز به آبياری مرتب در سراسر فصل رشد دارند. بيشتر نقاط ايران به جز كرانه‌های دريای خزر در گروه سوم قرار دارند و در آنها تنها گياهان بسيار مقاوم در برابر كم‌آبی (از قبيل انگور، بادام،‌ پسته و انجير) را می‌توان به صورت ديم پرورش داد و بقيه ميوه‌ها نياز به آبياری مرتب دارند. به دليل كمبود آب، اغلب تهيه آن احتياج به سرمايه به نسبت زيادی دارد كه بايد پيش از شروع به احداث باغ در نظر گرفته و تأمين شود. علاوه بر مقدار و قيمت آب، كيفيت آن نيز اهميت زيادی دارد زيرا آبياری مداوم يك خاك خوب با آب سنگين و يا شور، به تدريج، زمين را شور و نامناسب می‌سازد.

2- عوامل اقتصادی :

مهم‌ترين هدف از توليد هر نوع محصول، كسب درآمد است. همين هدف بايد در كليه فعاليت‌هايی كه برای بالا بردن ميزان و كيفيت فرآورده انجام می شود منظور گردد، به طوری كه فرآورده باغبانی، در ضمن برخورداری از كيفيت مطلوب، برای توليد كننده نيز كمترين هزينه‌ها را در بر داشته باشد. بطور كلی، عوامل اقتصادی مؤثر در توليد هر محصول،‌ از جمله ميوه‌ها را می‌توان به دو گروه: سرمايه‌گذاری يا هزينه‌های توليد، و عوامل مربوط به بازار‌ يا بازاريابی تقسيم كرد. گروه اول، هر زمان تابع شرايط خاص منطقه‌ای بوده و به تقريب اصولی متغير دارد كه بحث در مورد آنها از حد اين سایت خارج است، ولی در مورد بازار اصولی كلی وجود دارد كه در زير بطور مختصر تشريح خواهند شد.

به گفته اقتصاددانان، ارزش يك محصول تا زمانی كه به بازار نرسيده برابر صفر است. به عبارت ديگر، حتی بهترين محصول توليد شده اگر قابل حمل به بازار نباشد و يا خواستار نداشته باشد جز ضرر چيزی عايد توليد كننده نخواهد كرد. بنابراين بايد قبل از احداث يك باغ جديد، در مورد بازار فروش محصول آينده آن مطالعه و دقت كافی به عمل آيد.

بطور كلی فرآورده‌های باغبانی برای يكی از چهار منظور زير توليد ميگردند:

الف: صدور به بازارهای محلی برای مصرف تازه

ب: صدور به بازارهای دور دست برای مصرف تازه

پ: ارسال به كارخانه‌های كنسروسازی و ميوه خشك كنی.

ت: نگهداری در انبار و ارسال به بازار در فصل كمبود و گرانی برای دستيابی به سود بيشتر. توليد كننده، پس از گزينش نوع ميوه‌ای كه مايل به پرورش آن است، بايد رقمی برگزيند كه در عين شرايط سازگاری با منطقه، فراخور هدف توليد هم باشد. برای مثال: محصولی كه برای بازار محلی توليد می‌شود بايد زودرس، پرآب و خوش عطر باشد، محصول برای بازارهای دور در درجه اول نسبت به ترابری (حمل و نقل) آسيب‌ناپذير باشد، محصولی كه قرار است تبديل به كمپوت يا ساير فرآورده‌ها گردد بايد رنگ و طعم و بافت خود را پس از آزمايش حفظ كند، و ميوه‌ای كه به انبار فرستاده می‌شود بايد از قدرت انبارداری خوبی برخوردار باشد.

در مورد بازار بايد به سه نكته توجه كرد:

1- مقدار نياز بازار:

يعنی در بازار مورد نظر، برای چه مقدار از محصول توليد شده خريدار وجود دارد. اين امر عامل مهمی در تعيين سطح زير كشت می‌باشد.

2- پسند بازار:

يعنی چه رقمی از ميوه مورد نظر در بازار خواستار دارد،‌ برای مثال: سيب‌های قندك در تهران و ترش مصری در اطراف تهران و يا قندك در شيراز اشتباه خواهد بود.

3- فاصله محل توليد تا بازار:

هر چه اين فاصله بيشتر باشد مخارج ترابری و درصد تلفات بالاتر و بنابراين هزينه بازار رسانی بيشتر خواهد بود. به اين دليل، بهتر است كه فرآورده‌های آمايشی (فرايند شدنی)(Processable products) تا حد امكان در اطراف كارخانه‌ها، و فرآورده‌های انباری در اطراف شهرهايی كه امكانات لازمه را در اختيار دارند كشت شوند.

3- تهيه نهال:

پس از اينكه با توجه به شرايط محيطی منطقه و عوامل اقتصادی، نوع و رقم ميوه گزينش شد، بايد به تهيه نهال اقدام كرد. بيشتر درختان ميوه از طريق پيوند و تعدادی نيز از راه قلمه، خواباندن و بذر افزوده می‌شود. روش توليد نهال هرچه كه باشد، كيفيت نهال بالاترين اهميت را در رشد آن و باروری درخت دارد. باغدار بايد كوشش كند كه بهترين نهال ممكن را هر چند با قيمتی بسيار بالاتر از معمول، تهيه كند، زيرا درختان حاصل از چنين نهال‌هايی نه تنها در چند سال اول باروری جبران مخارج اضافی را خواهند كرد، بلكه پس از آن نيز پوسته، نسبت به درختان حاصله از نهال‌های نامرغوب، منافع بيشتری خواهند داشت.

هنگامی كه به دليل كوچكی سطح زير كشت، تعداد نهال‌های مورد لزوم كم باشد، بهتر است آنها را بصورت آماده از مؤسسات مورد اطمينان، خريداری كرد. اين امر، اولاً به باغدار امكان گزينش بهترين نهال‌ها را می‌دهد، ثانياً از صرف يكسال وقت برای توليد نهال جلوگيری می‌كند. اگر سطح كشت گسترده باشد، از آنجا كه گاهی خريد نهال بسيار گران تمام می‌شود، بهتر است كه باغدار با كشت بذر و پيوند روی نهال‌های حاصله، خود نهال‌های مورد نياز خود را تهيه كند. 

هنگام خريد نهال، بايد سعی شود كه كليه نهال‌ها دارای ريشه قوی و سالم باشند و چون به طور معمول بيرون آوردن گياهان از زمين و ترابری آنها از خزانه به محل كشت و در زمستان انجام می‌شود، بايد از آسيب ديدن ريشه‌ها توسط سرما جلوگيری به عمل آيد و پس از رسيدن به محل باغ نيز بايد بيدرنگ ريشه‌ها را در زير خاك قرار داد و تا زمان كاشت در همان‌جا نگاهداری كرد.

4- روش‌های كاشت :

الف: نقشه باغ:

درختان ميوه برای رسيدن به حداكثر رشد، و توليد بيشترين و مرغوبترين محصول، نياز به دريافت نور كافی دارند. اين امر ايجاب می‌كند كه هنگام كاشت، بين درختان مجاور فاصله بخصوصی، كه برای درختان مختلف متفاوت است و به اندازه آنها در حداكثر رشد بستگی دارد، رعايت شود. اگر همانطور كه در بيشتر باغ‌های سنتی ايران به چشم می‌خورد، درختان نزديكتر از فاصله لازم كشت شوند هنگام باروری روی يكديگر سايه می‌اندازند و ميزان محصولشان پايين می‌آيد. علاوه بر رعايت فاصله، درختان بايد روی رديف‌های منظم شمالی جنوبی كشت گردند تا اولاً بتوانند از نور آفتاب بيشتری استفاده ببرند و ثانياً امكان رفت و آمد كارگران و وسايل موتوری فراهم گردد. نسبت فواصل درختان روی رديف‌ها به فواصل بين رديف‌ها،‌ روش‌های كاشت مختلفی را بوجود می‌آورد كه از مهم‌ترين آنها می‌توان مربعی، مستطيلی، مثلثی و داربستی را نام برد.

در روش مربعی، فاصله درختان روی رديف‌ها با فاصله بين رديف‌ها برابر است، بطوری كه هر چهار درخت روی رئوس يك مربع، قرار می گيرند و بنابراين در باغ، علاوه بر رديف‌های شمالی جنوبی، رديف‌های شرقی غربی نيز وجود خواهند داشت. در اين روش، اگر فاصله مناسب در حين كاشت رعايت شده باشد، درختان در حداكثر رشد قسمت اعظم سطح باغ را می‌پوشانند و بين آنها فاصله كمی برای عبور و مرور كارگران و ماشين‌آلات باقی می‌ماند. در اين روش، در صبح و بعد از ظهر، درختان مجاور روی هم سايه می‌‌اندازند و به همين دليل، اين روش هرچند براي نقاط گرمسيری كه دارای نور بيشتر هستند قابل قبول است، برای نقاط سردسير شمالی كه شدت نور كمتری دارند مناسب نيست.

در روش مستطيلی فاصله درختان روی رديف‌ها، از فاصله بين رديف‌ها بيشتر است و به اين دليل با فرض تخصيص مساحتی مساوی با روش مربعی به هر دو درخت (مثلاً 10× 4.9 متر، برابر 7×7 متر) درختان، در صبح و بعد از ظهر، سايه كمتری روی هم می‌اندازند و هر درخت از نور بيشتری بهره‌مند می‌گردد.

در اين روش، درختان در حداكثر رشد، فواصل بين رديف‌ها را پر می‌كنند ولی در روی رديف‌ فاصله بيشتری برای درختان وجود خواهد داشت كه عبور و مرور وسايل را در جهت شمالی جنوبی تسهيل می‌كند. اين روش بويژه برای مناطق سردسير مناسب است و توصيه می شود.

در روش مثلثی كه لوزی و شش گوش هم خوانده می‌شود هر سه درخت روی رئوس يك مثلث(به طور معمول متساوی‌الاضلاع و گاهی متساوی‌الساقين) كه جهت قاعده آن شرقی غربی است، و هر چهار درخت روی رئوس يك لوزی كشت می شوند. اين روش از نظر سايه‌اندازی مانند روش مربعی است و تفاوتهای آن با روش مربعی اين است كه اولاً در اين روش رديف‌های شمالی - جنوبی وجود ندارد و ثانياً با رعايت فواصل مساوی، در اين روش حدود 16% بيش از روش مربعی، در واحد سطح، درخت كاشته می شود.

در روش داربستی درختان، به روش‌های ويژه‌ای پيرايش می‌شوند و توسط چند رديف سيم فلزی كه به پايه‌های متصل هستند، نگاهداری می‌گردند. در اين روش، درختان فقط از يك سو روی رديف قرار دارند و به طور معمول درختان هر رديف، در حداكثر رشد، فواصل بين خود را پر می‌سازند. چون گياهان، در اين روش‌ تنها «دو بعد» دارند. به بادهای عمود بر جهت رديف حساسند و به اين دليل در مناطقی كه دارای بادهای شديد و منظم هستند، راستای رديف بايد حتماً همسوی باد باشد تا يك سوی رديف‌ در تمام طول صبح و پيش از ظهر، سوی ديگر در تمام طول بعد از ظهر و عصر از نور آفتاب بهره‌مند گردد.

ب: پياده كردن نقشه باغ و تهيه محل كشت:

برای پياده كردن نقشه باغ، بايد اول محل كشت اولين درخت را تعيين و بر حسب آن محل اولين رديف درختان را توسط ريسمان مشخص ساخت. براي اينكار، در يكی گوشه‌های زمين نقطه‌ای كه به اندازه نصف فاصله كشت از دو مرز همان گوشه باغ (كه ممكن است ديوار و جوی آب، جاده و غيره باشد) فاصله داشته باشد با كوبيدن ميخ چوبی مشخص گردد، از اين نقطه توسط ريسمان، اولين رديف درختكاری كه ترجيح داده می‌شود شرقی غربی باشد، روی زمين ايجاد می شود. مرحله بعد در روش‌های مربعی و مستطيلی و داربستی، ترسيم دو خط عمود بر خط اوليه از دو انتهای آن است. در سطوح بزرگ برای جلوگيری از اشتباه اين كار بوسيله دوربين نقشه برداری انجام می‌شود ولی در سطوح كوچك می‌توان به شرح زير اقدام نمود:

اول به فاصله 3 متر از نقاط انتهايی الف و ب، دو نقطه ج و نقطه د روی پاره‌خط اوليه الف و ب مشخص می گردد. سپس به مركزيت نقطه الف قوسی به شعاع چهار متر، و به مركزيت نقطه ج قوسی به شعاع 5 متر چنان رسم می‌شود كه در نقطه س همديگر را قطع كنند. همين عمل را برای نقاط ب و د انجام می‌گيرد تا نقطه ش به دست آيد. بر حسب خواص مثلث قائم‌الزاويه، زوايای س- الف- ج- و ش- ب- د قائمه هستند. با امتداد دادن خطوط الف- س و ب- ش دو بعد ديگر از منطقه اصلی درختكاری را به دست می‌آوريد كه در روی آنها، به كمك متر فواصل بين خطوط را مشخص و توسط ريسمان به هم وصل می‌كنيم.

در روش مثلثی نياز به خطوط الف - س و ب - ش نيست و جای آن بايد پس از رسم خط الف - ب محل دومين درخت از سر رديف، با متر مشخص و بعد به مركزيت اين نقطه و نقطه الف دو قوس با شعاعی مساوی به فاصله مورد نظر چنان رسم شود كه همديگر را قطع كنند، نقطه تقاطع، محل اولين درخت رديف بعدی را مشخص خواهد كرد. اين عمل بايد آنقدر تكرار شود تا محل تمام رديف‌ها مشخص گردد در هر سه روش ذكر شده تعيين محل درختان روی رديف‌ها توسط متر انجام می‌گيرد. در صورتی كه شكل زمين باغ كاملاً منظم و يا جهت ديوارهای آن شرقی غربی و شمالی جنوبی نباشد، قطعاتی از باغ خارج از محوطه اصلی درختكاری قرار می گيرند كه در آنها می‌توان با امتداد دادن خطوط رسم شده محل درختان را مشخص كرد.

پس از تعيين محل درختان، توسط دست و يا مته خاصی كه به تراكتور متصل است گودالی متناسب با نوع و ژرفای (عمق) خاك و ابعاد ريشه نهال بزرگتر باشد ابعاد گودال، نيز بزرگتر گرفته می‌شود. حفر گودال با دست، كاری پرزحمت است در حالی كه با تراكتور اين كار با سرعت بيشتر و قيمت كمتر انجام می‌پذيرد. در خاك‌های ژرف (عميق) كه از بافت خوبی نيز برخوردار باشند می توان به جای حفر گودال، با استفاده از زيركاو (سوسولوز)Sous- soleuse (sub- soiler) كه در دو جهت عمود بر هم در روی رديف‌ها به زمين زده می‌شود خاك را سست كرد و در محل‌های تقاطع خطوط زير كاو درختان را كاشت.

پ: كاشت نهال و هرس اوليه :

در هنگام كاشت، بيشتر نهال‌های ميوه بايد ابتدا ريشه را با يك قيچی تيز هرس كرد تا اولاً سر ريشه اصلی قطع و گياه تحريك به توليد ريشه فرعی بيشتری شود. ثانياً سر ريشه‌ها، كه بيشتر در اثر كنده شدن از خاك خزانه زخمی و بطور نامرتب قطع شده، دارای يك سطح صاف شود، زيرا ريشه‌های زخمی و سر ناصاف سريع مورد حمله انواع قارچ‌ها و باكتری‌ها قرار می گيرند و از بين می‌روند، در حالی كه اگر محل بريده شده صاف باشد به راحتی ترميم می‌گردد و از نفوذ عوامل بيماری‌زا پوشاننده جلوگيری می‌كند.

برای كشت نهال، اگر خاك باغ حاصلخيز و دارای بافت مناسب باشد و توسط زير كاو آماده شده باشد، كافی است مقداری از خاك محل كاشت را با بيل برداشته، پس از قراردادن ريشه‌ها درون گودال، روی آنها را با خاك زبرين (سطح‌الارض) پوشاند. در مواردی كه برای كاشت، از گودال‌های دستی و يا مته‌ای استفاده می‌گردد،‌ بايد اول مقداری از خاك زبرين را با هم حجم ‌خودش كود دامی پوسيده مخلوط ساخته به شكل مخروطی، در ته گودال ريخت، سپس ريشه‌ها را روی اين مخروط مرتب كرد و روی آنها را با خاك پوشاند و گودال را پر ساخت.

در كاشت نهال، رعايت چند نكته ضروری است:

1- ژرفای كاشت بايد طوری باشد كه پيوند گاه (محل پيوند)، دست كم چند سانتی متر بالای سطح خاك واقع شود تا از ريشه دار شدن گياه در بالای پيوند كه ممكن است اثر پايه را خنثی كرده و نيز از گود افتادن درخت (يعنی قرار گرفتن طوقه آن در ژرفای زياد خاك) كه به اصطلاح باعث خفگی آن خواهد شد جلوگيری به عمل آيد.

2- در نقاطی كه باد منظم می وزد، رشد پيوندك بايد رو به باد قرار داشته باشد تا از شكسته شدن گياه در اثر فشار باد جلوگيری گردد. در نقاط بادخيز استفاده از قيم برای نگهداری نهال، در سال‌های اول، توصيه می‌شود. اين امر به ويژه برای گياهانی كه روی پايه‌های پاكوتاه كننده پيوند زده شده‌اند، از اهميت زيادی برخوردار است.

3- پس از انجام كاشت و پر كردن گودال، بايد با فشار دادن خاك اطراف نهال با پا يا با بيل، خاك اطراف ريشه‌ها را بطور كامل محكم كرد تا محفظه‌های هوا در اطراف ريشه‌ها باقی نماند و همچنين مقدار نشست خاك كه در اثر آبياری به وجود می‌آيد و باعث گود افتادن نهال می‌گردد به حداقل كاهش يابد.

4- بايد بيدرنگ پس از كاشت، نهال‌ها را آبياری كرد. در غير اينصورت درصد نهال‌هايی كه به اصطلاح نمی‌گيرند يعني خشك میشوند بالا خواهد رفت و نياز به كاشت مجدد يا واكاری خواهد بود.

5- بايد نهال‌های كشت شده را به روش‌هايی كه در بخش هرس گفته شدند پيرايش يا هرس و شكل‌دهی كرد.

طبقه بندی سموم

كاربامات‌ها
ترکيبات کاربامات گروه ديگري از سموم هستند که نخستين آن‌ها سمي بنام (Physostigmine) است که از گياهي با نام (Physostigma venenosum) که محل رويش آن در آفريقاي جنوبي مي‌باشد استخراج مي‌شود.
ترکيبات کاربامات سمومي هستند که هسته مرکزي آن‌ها اسيد کارباميک (COONH2) است و شامل دو گروه اصلي مي‌باشند.

تركيبات كاربامات
1- دي متيل کاربامات‌ها (پيرولان، ايزولان، دي متيلان، پريميکارب). براي مبارزه با مگس‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند اما امروزه کاربرد آن‌ها محدودتر شده است؛

2- متيل کاربامات‌ها که داراي استفاده وسيعي هستند و به چندين گروه تقسيم مي‌شوند:
الف) نفتيل کاربامات‌ها (كاربايل)
مهم‌ترين تركيب اين گروه كاربايل است كه عليه حشرات، نرمتنان و كنه‌هاي دامي موثر است؛
ب) متيل کاربامات‌هاي هتروسيکليك (كاربوفوران، بنديوكارب)
يکي از مهم‌ترين ترکيبات اين گروه کاربوفوران است که داراي خاصيت سيستميک بوده و عليه آفات خاک‌زي، برگ‌خوار و ساقه‌خوار و نماتدها موثر است. کاربوفوران سمي بسيار قوي است که به دليل اثر فوق‌العاده قوي بصورت گرانول ساخته مي‌شود و در داخل خاک براي مبارزه با آفات مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين سم سيستميک بوده و از طريق ريشه گياهان جذب مي شود و حشراتي را که در روي گياهان جمع مي‌شوند را از بين مي‌برد

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

لیست سموم رایج در ایران و مقدار مصرف آنها

لیست سموم رایج در ایران و مقدار مصرف آنها

قدار مصرف سموم زیر کلی می باشد بنابراین دوز مصرفی صحیح را با توجه به برچسب و نظر کارشناس استفاده نمایید

جهت مشاهده به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.

ادامه نوشته

حشرات را بیشتر بشناسیم

زیر شاخه آرواره‌داران

بدن دارای سر سینه و شکم یا سر است. سر سینه یا سر از خارج بدون قطعه می‌نماید. سینه ، شکم یا تنه قطعه قطعه است. در سر یک یا دو جفت آرواره و دو جفت ماگزیلا وجود دارد. سخت پوستان ، صد پایان ، هزار پایان و حشرات در این زیر شاخه قرار می‌گیرند.

رده حشرات

حشرات یا شش پایان ساکن خشکی هستند و بعضی بطور ثانویه آبزی شده‌اند. سر 6 قطعه وسینه 3 قطعه است که معمولا دارای 3 جفت پا و دو جفت بال است. شکم اصولا 11 قطعه بدون زواید حرکتی دارد. چشمها مرکب و ساده‌اند. بیش از 800 هزار گونه دارند.


حشرات به دو رده بالداران و بدون بالان رده بندی می‌شوند.


 

زیر رده بدون بالان

انواع ابتدایی ، بدون بال و بدون دگردیسی هستند.

راسته پرتورا

فاقد شاخک بوده و اولین جفت پاهای حرکتی به اندامهای حسی مبدل گشته‌اند. فاقد چشم ساده و مرکب و دارای چشم کاذب هستند. لوله های مالپیگی به صورت برجستگیهای کوچکی تحلیل رفته اند. سیستم تراشه‌ای ساده بوده و یا اصلا فاقد آن می‌باشند. بدن 12 مفصلی و فاقد زایده سرسی است. پیش از کامل شدن تعداد مفاصل شکمی از تخم خارج شده لذا اصطلاحا آنامورف هستند..

راسته دیپلورا

این راسته را آپتر نیز می‌نامند. بدن کوچک و نرمی داشته و محیطهای تاریک و مرطوب را ترجیح می‌دهد. دارای شاخک طویل و فاقد چشم‌اند. شکم 11 مفصلی و دارای سرسی است. لوله‌های مالپیگی پاپیلایی شکل می‌باشند.



تصویر


 

راسته کلمبولا

دارای بدنی نرم و کوچک و شاخکهای کوتاه می‌باشند. چشمهای مرکب کوچک و یا تحلیل رفته‌اند. معمولا جهنده بوده و این عمل را بواسطه عضو جهنده خاصی انجام می‌دهند. فاقد سرسی شکلی و لوله‌های مالپیگی می‌باشند. پوست اندازی به صورت اپی‌مورف است. یعنی تعداد مفاصل شکمی جانور به هنگام خروج از تخم کامل می‌باشند از این راسته جنس انوتوموبریا را می‌توان نام برد.

راسته تیزانورا

خصوصیات بسیار نزدیک با راسته تیزانورا دارد و اصطلاحا دم مویی نامیده می‌شوند. اعضای راسته تیزانورا که ماهی نقره‌ای نیز نامیده می‌شوند. دارای بدن نسبتا طویل و فلس‌داری می‌باشند. شاخکها طویل و چشمهای مرکب رشد کرده‌اند. تعداد مفاصل شکمی 12 عدد بوده و در انتها به سرسی طویلی ختم می‌شود و لوله‌های مالپیگی و تراشه‌ها بسیار رشد یافته‌اند. از این راسته جنس ترموبیوس را می‌توان ذکر کرد.

زیر رده حشرات بالدار

راسته راست بالان

ملخها ، سوسریها و جیرجیرکها در این راسته قرار دارند. قطعات دهانی خورد کننده هستند. بالهای جلویی باریک و بالهای عقبی نازک و تاشده در زیر بالهای جلویی هستند. بسیاری بدون بال هستند. گیاهخوارند و 25 هزار گونه دارند.

راسته پوست بالان

قطعات دهانی خورد کننده هستند. بالهای جلویی کوتاه و بالهای عقبی بلند و نازک هستند. در نقاط تاریک بسر می‌برند. شب فعال هستند و 1200 گونه دارند.

راسته ایزوپترا یا جوربالان

موریانه‌ها در این گروه قرار دارند. بالها مشابه و نازک هستند. زندگی اجتماعی دارند. بیشتر ساکن مناطق گرمسیری هستند. چند شکلی دارند و 2000 گونه دارند.



تصویر


 

راسته سنجاقکها

سنجاقک در این راسته قرار دارد. بالها مشابه و دارای رگبالهای تور مانند هستند. بال سنجاقکها به سمت عقب تا نمی‌شود اما در گروهی از آنها بالها در هنگام استراحت تا می‌شوند. چشمهای مرکب بسیار مشخص دارند. شکم باریک و دراز است. صیاد هستند. آبششهای نایی دارند. 5000 هزار گونه دارند.

راسته نوروپترا

مورچه‌گیرها در این گروه قرار دارند. بالها مشابه هستند. لارو دارای قطعات دهانی خورد کننده یا مکنده است. گوشتخوارند و از حشرات و کنه‌ها تغذیه می‌کنند. 5000 گونه دارند.

راسته پولک بالان

پروانه‌ها و بیدها در این گروه قرار دارند. دارای خرطوم هستند. در بیدها بال در زمان استراحت افقی می‌ماند. شاخکها پرمانند و یا رشته‌ای هستند.

راسته دوبالان

مگسها و پشه‌ها در این گروه قرار دارند. قطعات دهانی سوراخ کننده و مکنده هستند و قسمتی از آنها در خرطوم واقع است. بالهای عقبی کوچک است. 100 هزار گونه دارند.

تولید مثل در حشرات

به جز چند مورد استثنایی عمل لقاح از طریق جفتگیری صورت می‌گیرد و تخم گذاشته می‌شود. در جنین جوانه‌های مولد زواید بدن به توالی از جلو به عقب ظاهر می‌شوند. هنگامی که لارو سر از تخم بیرون می‌آورد. شبیه جانور بالغ است و فقط کوچکتر هستند. لاروها طی پوست اندازیهای متوالی رشد می‌کنند و سرانجام محفظه‌هایی در دیواره بدن پدید می‌آید و دیسکهای شفیره‌ای شروع به پیدایش می‌کند. تغییر شکل لارو کرمی شکل به جانور بالغ در درون پیله انجام می‌شود. در این مرحله محفظه‌هایی که محتوی دیسکهای شفیره‌ای هستند باز می‌شوند و زواید جانور کم کم ظاهر می‌شوند.

منبع به نقل از www.olympiad.ir